محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

663

خلد برين ( فارسى )

خدمت شاه و شاهزاده نموده زبان به التماس عفو جرايم مرشد قلى - خان گشودند و به تجديد ، ملتمس ايشان به عز قبول موصول گرديده شاهرخ خان را مأمور گردانيدند كه از راه خيرخواهى به قلعه رفته مژدهء اين عاطفت را به مرشد قلى خان رساند ، و شاهرخ خان به موجب فرمان با مرشد قلى خان ملاقات نموده ابواب نصايح سودمند بر روى وى گشود . و چون مدت محاصره به شش ماه كشيده و محصوران ، فصل زمستان را در تنگناى محاصره گذرانيده بودند از شدت تعب و مشقت قلعه‌دارى به جان آمده دلنهاد صلح و صلاح گرديده بودند دروازه‌هاى قلعه را مفتوح و ابواب ستيز و اويز را مسدود نمودند . و چون راه آمد و شد بر روى فريقين باز شد ميرزا سلمان و امراى تكلو و تركمان كه به خون مرشد قلى خان تشنه بودند با خدمتش از در دوستى در آمده در ظاهر حصار با يكديگر ملاقات نمودند و مرشد قلى خان به نمك صوفيگرى و اخلاص شاه و شاهزاده قسم ياد نمود كه بعد - اليوم قدم از دايرهء اطاعت خاقان عليين آشيان و شاهزادهء جهانيان بيرون نگذارد مشروط به آن كه غازيان قوى چنگال موكب اقبال پادشاهى دست از محاصرهء قلعه كوتاه و از ظاهر حصار كوچ كرده چند روز مهلت يابد كه بعد از تهيه و تدارك پيشكشى سزاوار به دربار آسمان كردار شتابد . و تا در خدمت شاه و شاهزاده شاهد صدق دعوى ازدياد اخلاص و صوفيگرى وى باشند چند نفر از اقوام و ريش - سفيدان ايل خود را مصحوب ميرزا سلمان به آسمان گردون شان روان نمود كه به تجديد ، استدعاى عفو جرايم او نمايند . فرستادگان به مرافقت ميرزا سلمان به سعادت سجده و پاى بوس سرافرازى يافته مقضى المرام با منشور عاطفت به اسم مرشد قلى خان مشعر بر رعايت حقوق خدمت چندين سالهء والد او شاهقلى سلطان يكان كه در دار - السلطنهء هرات به تقريب للگى خاقان عليين آشيان و فرزندان عالى - شان آن حضرت به صدر ظهور رسيده بود و مشتمل بر عفو جرايم و زلات وى ، به جانب قلعه مراجعت نمودند . و بر اثر فرستادگان تا